به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

این است آیه‏هاى كتاب روشنگر (2)

گویى مى‏خواهى از اینكه [مشركان] ایمان نمى‏آورند جان خود را تباه سازى (3)

اگر بخواهیم معجزه‏اى از آسمان بر آنان فرود مى‏آوریم تا در برابر آن گردنهایشان خاضع گردد (4)

و هیچ تذكر جدیدى از سوى [خداى] رحمان برایشان نیامد جز اینكه همواره از آن روى بر مى‏تافتند (5)

[آنان] در حقیقت به تكذیب پرداختند و به زودى خبر آنچه كه بدان ریشخند مى كردند بدیشان خواهد رسید (6)

مگر در زمین ننگریسته‏اند كه چه قدر در آن از هر گونه جفتهاى زیبا رویانیده‏ایم (7)

قطعاً در این [هنرنمایى] عبرتى است و[لى] بیشترشان ایمان‏ آورنده نیستند (8)

و در حقیقت پروردگار تو همان شكست‏ ناپذیر مهربان است (9)

و [یاد كن] هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا در داد كه به سوى قوم ستمكار برو (10)

قوم فرعون، آیا پروا ندارند؟! (11)

گفت: «پروردگارا مى‏ترسم مرا تكذیب كنند (12)

و سینه‏ام تنگ مى‏گردد و زبانم باز نمى‏شود؛ پس به سوى هارون بفرست (13)

و [از طرفى] آنان بر [گردن] من خونى دارند؛ مى‏ترسم مرا بكشند!» (14)

فرمود نه چنین نیست نشانه‏هاى ما را [براى آنان] ببَرید كه ما با شما شنونده‏ایم (15)

پس به سوى فرعون بروید و بگویید ما پیامبر پروردگار جهانیانیم (16)

فرزندان اسرائیل را با ما بفرست (17)

[فرعون] گفت: «آیا تو را از كودكى در میان خود نپروردیم و سالیانى چند از عمرت را پیش ما نماندى؟! (18)

و [سرانجام] كار خود را كردى و تو از ناسپاسانى!» (19)

گفت: «آن را هنگامى مرتكب شدم كه از گمراهان بودم (20)

و چون از شما ترسیدم از شما گریختم؛ تا پروردگارم به من دانش بخشید و مرا از پیامبران قرار داد (21)

و [آیا] اینكه بنی اسرائیل را بنده [خود] ساخته‏اى نعمتى است كه منتش را بر من مى‏نهى؟!» (22)

فرعون گفت: «و پروردگار جهانیان چیست؟!» (23)

گفت: «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، ‏اگر اهل یقین باشید!» (24)

[فرعون] به كسانى كه پیرامونش بودند گفت: «آیا نمى‏شنوید؟!» (25)

[موسى دوباره] گفت: «پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شما» (26)

[فرعون] گفت: «واقعاً این پیامبرى كه به سوى شما فرستاده شده سخت دیوانه است!» (27)

[موسى] گفت: «پروردگار خاور و باختر و آنچه میان آن دو است‏، اگر تعقل كنید!» (28)

[فرعون] گفت: «اگر خدایى غیر از من اختیار كنى قطعاً تو را از [جمله] زندانیان خواهم ساخت!» (29)

گفت: «گر چه براى تو چیزى آشكار بیاورم؟!» (30)

گفت: «اگر راست مى‏گویى آن را بیاور!» (31)

پس عصاى خود بیفكند و بناگاه آن اژدرى نمایان شد (32)

و دستش را بیرون كشید و بناگاه آن براى تماشاگران سپید مى‏نمود (33)

[فرعون] به سرانى كه پیرامونش بودند گفت: «واقعاً این ساحرى بسیار داناست (34)

مى‏خواهد با سحر خود شما را از سرزمینتان بیرون كند! اكنون چه راى مى‏دهید؟» (35)

گفتند: «او و برادرش را در بند دار؛ و گرد آورندگان را به شهرها بفرست (36)

تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بیاورند!» (37)

پس ساحران براى موعد روزى معلوم گرد آورى شدند (38)

و به توده مردم گفته شد: «آیا شما هم جمع خواهید شد... (39)

بدین امید كه اگر ساحران غالب شدند از آنان پیروى كنیم؟!» (40)

و چون ساحران پیش فرعون آمدند گفتند: «آیا اگر ما غالب آییم واقعاً براى ما مزدى خواهد بود؟!» (41)

گفت: «آرى و در آن صورت شما حتماً از [زُمره] مقربان خواهید شد» (42)

موسى به آنان گفت: «آنچه را شما مى‏اندازید، بیندازید!» (43)

پس ریسمان ها و چوبدستى‏هایشان را انداختند و گفتند: «به عزت فرعون كه ما حتماً پیروزیم!» (44)

پس موسى عصایش را انداخت و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعید (45)

در نتیجه ساحران به حالت ‏سجده در افتادند (46)

گفتند: «به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم، (47)

پروردگار موسى و هارون!» (48)

گفت: «[آیا] پیش از آنكه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! قطعاً او همان بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است! به زودى خواهید دانست ‏حتماً دستها و پاهاى شما را از چپ و راست‏ خواهم برید و همه‏تان را به دار خواهم آویخت» (49)

گفتند: «باكى نیست، ما روى به سوى پروردگار خود مى‏آوریم! (50)

ما امیدواریم كه پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشاید [چرا] كه نخستین ایمان‏ آورندگان بودیم!» (51)

و به موسى وحى كردیم كه بندگان مرا شبانه حركت ده زیرا شما مورد تعقیب قرار خواهید گرفت (52)

پس فرعون ماموران جمع ‏آورى [خود را] به شهرها فرستاد (53)

[و گفت:] «اینها عده‏اى ناچیزند (54)

و راستى آنها ما را بر سَر خشم آورده‏اند (55)

و[لى] ما همگى به حال آماده‏ باش در آمده‏ایم!» (56)

سرانجام ما آنان را از باغستانها و چشمه‏ سارها (57)

و گنجینه‏ها و جایگاه‏هاى پر ناز و نعمت بیرون كردیم (58)

[اراده ما] چنین بود و آن [نعمتها] را به بنی اسرائیل میراث دادیم! (59)

پس هنگام برآمدن آفتاب آنها را تعقیب كردند. (60)

چون دو گروه همدیگر را دیدند یاران موسى گفتند: «ما قطعاً گرفتار خواهیم شد!» (61)

گفت: «چنین نیست زیرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمایى خواهد كرد!» (62)

پس به موسى وحى كردیم با عصاى خود بر این دریا بزن، تا از هم شكافت و هر پاره‏اى همچون كوهى سترگ بود! (63)

و دیگران را بدانجا نزدیك گردانیدیم (64)

و موسى و همه كسانى را كه همراه او بودند نجات دادیم (65)

آنگاه دیگران را غرق كردیم (66)

مسلماً در این [واقعه] عبرتى بود و[لى] بیشترشان ایمان‏ آورنده نبودند (67)

و قطعاً پروردگار تو همان شكست ‏ناپذیر مهربان است (68)

و بر آنان گزارش ابراهیم را بخوان (69)

آنگاه كه به پدر خود و قومش گفت: «چه مى‏پرستید؟!» (70)

گفتند: «بتانى را مى‏پرستیم و همواره ملازم آنهاییم.» (71)

گفت: «آیا وقتى دعا مى‏كنید از شما مى‏شنوند؟! (72)

یا به شما سود یا زیان مى‏رسانند؟!» (73)

گفتند: «نه بلكه پدران خود را یافتیم كه چنین مى‏كردند.» (74)

گفت: «آیا در آنچه مى‏پرستیده‏اید تامل كرده‏اید...» (75)

شما و پدران پیشین شما؟! (76)

قطعاً همه آنها، جز پروردگار جهانیان دشمن منند (77)

آن كس كه مرا آفریده و همو راهنماییم مى‏كند (78)

و آن كس كه او به من خوراك مى‏دهد و سیرابم مى‏گرداند (79)

و چون بیمار شوم او مرا درمان مى‏بخشد (80)

و آن كس كه مرا مى‏میراند و سپس زنده‏ام مى‏گرداند (81)

و آن كس كه امید دارم روز پاداش گناهم را بر من ببخشاید (82)

پروردگارا به من دانش عطا كن و مرا به صالحان ملحق فرماى (83)

و براى من در [میان] آیندگان آوازه نیكو گذار (84)

و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان (85)

و بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود (86)

و روزى كه [مردم] برانگیخته مى‏شوند رسوایم مكن (87)

روزى كه هیچ مال و فرزندى سود نمى‏دهد (88)

مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بیاورد!» (89)

و [آن روز] بهشت براى پرهیزگاران نزدیك مى‏گردد (90)

و جهنم براى گمراهان نمودار مى‏شود (91)

و به آنان گفته مى‏شود آنچه جز خدا مى‏پرستیدید كجایند... (92)

آیا یاریتان مى‏كنند؟! یا خود را یارى مى‏دهند؟! (93)

پس آنها و همه گمراهان در آن [آتش] افكنده مى‏شوند (94)

و [نیز] همه سپاهیان ابلیس (95)

آنها در آنجا با یكدیگر ستیزه مى‏كنند [و] مى‏گویند: (96)

«سوگند به خدا كه ما در گمراهى آشكارى بودیم (97)

آنگاه كه شما را با پروردگار جهانیان برابر مى‏كردیم (98)

و جز تباهكاران ما را گمراه نكردند (99)

در نتیجه شفاعتگرانى نداریم (100)

و نه دوستى نزدیك (101)

و اى كاش كه بازگشتى براى ما بود و از مؤمنان مى‏شدیم!» (102)

حقا در این [سرگذشت درس] عبرتى است و[لى] بیشترشان مؤمن نبودند (103)

و در حقیقت پروردگار تو همان شكست‏ ناپذیر مهربان است! (104)

قوم نوح پیامبران را تكذیب كردند، (105)

چون برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا پروا ندارید؟! (106)

من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم (107)

از خدا پروا كنید و فرمانم ببرید (108)

و بر این [رسالت]، اجرى از شما طلب نمى‏كنم؛ اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست (109)

پس از خدا پروا كنید و فرمانم ببرید» (110)

گفتند: «آیا به تو ایمان بیاوریم و حال آنكه فرومایگان از تو پیروى كرده‏اند!» (111)

[نوح] گفت: «به [جزئیات] آنچه مى‏كرده‏اند چه آگاهى دارم (112)

حسابشان اگر در مى‏یابید جز با پروردگارم نیست! (113)

و من طرد كننده مؤمنان نیستم. (114)

من جز هشدار دهنده‏اى آشكار [بیش] نیستم.» (115)

گفتند: «اى نوح! اگر دست بر ندارى، قطعاً از [جمله] سنگسار شدگان خواهى بود!» (116)

گفت: «پروردگارا قوم من مرا تكذیب كردند! (117)

میان من و آنان فیصله ده [جدایی بیفکن]؛ و من و هر كس از مؤمنان را كه با من است نجات بخش!» (118)

پس او و هر كه را در آن كشتى آكنده با او بود رهانیدیم (119)

آنگاه باقیماندگان را غرق كردیم (120)

قطعاً در این [ماجرا درس] عبرتى بود و[لى] بیشترشان ایمان ‏آورنده نبودند (121)

و در حقیقت پروردگار تو همان شكست‏ ناپذیر مهربان است (122)

عادیان پیامبران [خدا] را تكذیب كردند (123)

آنگاه كه برادرشان هود به آنان گفت: «آیا پروا ندارید؟! (124)

من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم (125)

از خدا پروا كنید و فرمانم ببرید (126)

و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏كنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست (127)

آیا بر هر تپه‏اى بنایى مى‏سازید كه [در آن] دست به بیهوده ‏كارى زنید؟! (128)

و كاخ هاى استوار مى‏گیرید به امید آنكه جاودانه بمانید؟! (129)

و چون حمله‏ور مى‏شوید [چون] زورگویان حمله‏ور مى‏شوید! (130)

پس از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید! (131)

و از آن كس كه شما را به آنچه مى‏دانید مدد كرد پروا دارید؛ (132)

شما را به [دادن] دامها و پسران مدد كرد؛ (133)

و به [دادن] باغها و چشمه ‏ساران! (134)

من از عذاب روزى هولناك بر شما مى‏ترسم!» (135)

 

دنباله در ادامه مطلب...

گفتند: «خواه اندرز دهى و خواه از اندرز دهندگان نباشى، براى ما یكسان است! (136)

این جز شیوه پیشینیان نیست! (137)

و ما عذاب نخواهیم شد!» (138)

پس تكذیبش كردند و هلاكشان كردیم؛ قطعاً در این [ماجرا درس] عبرتى بود و[لى] بیشترشان ایمان ‏آورنده نبودند! (139)

و در حقیقت پروردگار تو همان شكست ‏ناپذیر مهربان است! (140)

ثمودیان پیامبران [خدا] را تكذیب كردند (141)

آنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت: «آیا پروا ندارید؟! (142)

من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم (143)

از خدا پروا كنید و فرمانم ببرید (144)

و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏كنم؛ اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست (145)

آیا شما را در آنچه اینجا دارید آسوده رها مى‏كنند، (146)

در باغها و در كنار چشمه ‏ساران، (147)

و كشتزارها و نخل ها كه شكوفه‏هایشان لطیف است؟! (148)

و هنرمندانه براى خود از كوه ها خانه‏هایى مى‏تراشید! (149)

از خدا پروا كنید و فرمانم ببرید! (150)

و فرمان افراط گران را پیروى مكنید!» (151)

آنان كه در زمین فساد مى‏كنند و اصلاح نمى‏كنند (152)

گفتند: «قطعاً تو از افسون ‏شدگانى (153)

تو جز بشرى مانند ما [بیش] نیستى؛ اگر راست مى‏گویى معجزه‏اى بیاور!» (154)

گفت: «این ماده ‏شترى است كه نوبتى از آب او راست، و روزى معین نوبت آبِ شماست! (155)

و به آن گزندى مرسانید كه عذاب روزى هولناك شما را فرو مى‏گیرد!» (156)

پس آن را پى كردند؛ و پشیمان گشتند! (157)

آنگاه آنان را عذاب فرو گرفت؛ قطعاً در این [ماجرا] عبرتى است و[لى] بیشترشان ایمان ‏آورنده نبودند! (158)

و در حقیقت پروردگار تو همان شكست‏ ناپذیر مهربان است! (159)

قوم لوط فرستادگان را تكذیب كردند، (160)

آنگاه برادرشان لوط به آنان گفت: «آیا پروا ندارید؟! (161)

من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم! (162)

از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید! (163)

و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏كنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست! (164)

آیا از میان مردم جهان با مردها در مى‏آمیزید؟! (165)

و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفریده وا مى‏گذارید؟! [نه] بلكه شما مردمى تجاوز كارید! (166)

گفتند: «اى لوط اگر دست بر ندارى، قطعاً از اخراج ‏شدگان خواهى بود!» (167)

گفت: «به راستى من دشمن كردار شمایم! (168)

پروردگارا! مرا و كسان مرا از آنچه انجام مى‏دهند رهایى بخش!» (169)

پس او و كسانش را همگى رهانیدیم، (170)

جز پیرزنى كه از باقى‏ماندگان [در خاكستر آتش] بود! (171)

سپس دیگران را سخت هلاك كردیم! (172)

و بر [سر] آنان بارانى [از آتش گوگرد] فرو ریختیم و چه بد بود باران بیم‏ داده ‏شدگان! (173)

قطعاً در این [عقوبت] عبرتى است. و[لى] بیشترشان ایمان ‏آورنده نبودند. (174)

و در حقیقت پروردگار تو همان شكست ‏ناپذیر مهربان است! (175)

اصحاب اَیْكَه فرستادگان را تكذیب كردند، (176)

آنگاه كه شعیب به آنان گفت: «آیا پروا ندارید؟! (177)

من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم (178)

از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید (179)

و بر این [رسالت]، اجرى از شما طلب نمى‏كنم؛ اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست! (180)

پیمانه را تمام دهید و از كم ‏فروشان مباشید! (181)

و با ترازوى درست بسنجید! (182)

و از ارزش اموال مردم مكاهید و در زمین سَر به فساد بر مدارید! (183)

و از آن كس كه شما و خلق [انبوه] گذشته را آفریده است پروا كنید!» (184)

گفتند: «تو واقعاً از افسون ‏شدگانى! (185)

و تو جز بشرى مانند ما [بیش] نیستى و قطعاً تو را از دروغگویان مى‏دانیم! (186)

پس اگر از راستگویانى پاره‏اى از آسمان بر [سَر] ما بیفكن!» (187)

[شعیب] گفت: «پروردگارم به آنچه مى‏كنید داناتر است!» (188)

پس او را تكذیب كردند و عذاب روز سایبان [اَبر آتشبار] آنان را فرو گرفت؛ به راستى آن عذاب روزى هولناك بود! (189)

قطعاً در این [عقوبت درس] عبرتى است و[لى] بیشترشان ایمان آورنده نبودند (190)

و در حقیقت پروردگار تو همان شكست‏ ناپذیر مهربان است! (191)

و راستى كه این [قرآن] وحى پروردگار جهانیان است! (192)

روح الامین آن را بر دلت نازل كرد... (193)

تا از [جمله] هشدار دهندگان باشى! (194)

به زبان عربى روشن! (195)

و [وصف] آن در كتاب هاى پیشینیان آمده است! (196)

آیا براى آنان این خود دلیلى روشن نیست كه علماى بنى‏ اسرائیل از آن اطلاع دارند؟! (197)

و اگر آن را بر برخى از غیر عرب زبانان نازل مى‏كردیم... (198)

و پیامبر آن را برایشان مى‏خواند به آن ایمان نمى‏آوردند! (199)

این گونه در دل هاى گناهكاران [انكار را] راه مى‏دهیم (200)

كه به آن نگروند تا عذاب پر درد را ببینند (201)

كه به طور ناگهانى در حالى كه بى‏ خبرند بدیشان برسد (202)

و بگویند: «آیا مهلت‏ خواهیم یافت؟!» (203)

پس آیا عذاب ما را به شتاب مى‏خواهند؟! (204)

مگر نمى‏دانى كه اگر سالها آنان را برخوردار كنیم... (205)

و آنگاه آنچه كه [بدان] بیم داده مى‏شوند بدیشان برسد... (206)

آنچه از آن برخوردار مى‏شدند به كارشان نمى‏آید [و عذاب را از آنان دفع نمى‏كند]! (207)

و هیچ شهرى را هلاك نكردیم مگر آنكه براى آن هشدار دهندگانى بود (208)

[تا آنان را] تذكر [دهند] و ما ستمكار نبوده‏ایم! (209)

و شیطانها آن را فرود نیاورده‏اند! (210)

و آنان را نَسِزَد و نمى‏توانند [وحى كنند]! (211)

در حقیقت آنها از شنیدن معزول [و محروم]اند! (212)

پس با خدا، خداى دیگر مخوان كه از عذاب ‏شدگان خواهى شد! (213)

و خویشان نزدیكت را هشدار ده! (214)

و براى آن مؤمنانى كه تو را پیروى كرده‏اند بال خود را فرو گستر! (215)

و اگر تو را نافرمانى كردند بگو: من از آنچه مى‏كنید بیزارم! (216)

و بر [خداى] عزیز مهربان توكل كن! (217)

آن كس كه چون [به نماز] بر مى‏خیزى تو را مى‏بیند؛ (218)

و حركت تو را در میان سجده ‏كنندگان [مى‏نگرد] (219)

او همان شنواى داناست. (220)

آیا شما را خبر دهم كه شیاطین بر چه كسى فرود مى‏آیند؟! (221)

بر هر دروغ زن گناهكارى فرود مى‏آیند (222)

كه [دزدانه] گوش فرا مى‏دارند و بیشترشان دروغگویند (223)

و شاعران را گمراهان پیروى مى‏كنند (224)

آیا ندیده‏اى كه آنان در هر وادیى سرگردانند؟ (225)

و آنانند كه چیزهایى مى‏گویند كه انجام نمى‏دهند! (226)

مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده و خدا را بسیار به یاد آورده و پس از آنكه مورد ستم قرار گرفته‏اند یارى خواسته‏اند و كسانى كه ستم كرده‏اند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه برخواهند گشت! (227)

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 تیر 1390    | توسط: ط ط    |    |
نظرات()